محمد كاظم بن محمد تبريزي

74

منظر الاولياء ( در مزارات تبريز و حومه ) ( فارسي )

2 . در احوالات سيد بزرگوار حضرت سيد حمزه - عليه الرحمة « 1 » : آن بزرگوار از سادات صحيح النسب عالىحسب است . به شانزده واسطه به امام همام حضرت موسى بن جعفر - عليه السلام - مىرسد . آن بزرگوار در زمان سلطنت سلطان غازان خان بن ارغون خان بن اباقا خان بن هولاگو خان بن تولى خان بن چنگيز خان ظهور كرده و سلطان غازان چون اسم و رسم آن جناب را در زهد و تقوا شنيد [ 28 ] آدم فرستاده آن بزرگوار را از خواف كه مسقط الرأس آن بزرگوار بود طلب نموده در سفر و حضر از خود جدا نمىكرد و به صحبت لازم البهجة ايشان ميل تمام داشته و سوق ( ؟ ) كلى در حق آن جناب به هم رسانيد . حضرت سيد هم سلطان را به خود رام ديده به همدستى حضرت مير مهدى چنانچه در احوالات مشار اليه خواهم نوشت سلطان را به دين اسلام دعوت نمودند و كلمهء طيبه بر زبانش جارى ساختند . بعد از وفات غازان خان گوشهء عزلت را اختيار نموده از صحبت پادشاه مجازى استعفا نموده به خدمت پادشاه حقيقى شتافته و بعد از سعى و مجاهدت ، مقام عالى يافته در زمان سلطنت سلطان ابو سعيد ، سال دوم از جلوسش سنهء هفتصد و هفده روح پرفتوحش از آشيانهء بدن به شاخسار عدن پرواز كرد . مقبرهء عالىمقامش در محلهء سرخاب از كمال ارتفاع با آفتاب لاف برابرى مىزند . كسانى كه در حق آن بزرگوار سخنان عاميانه مىگويند از جهت بودن آن بزرگوار در نزد غازان خان و دخل و تصرف در امورات سلطنت ، غافل از اين مطلب بودند كه ما در اينجا كشف كرديم كه عمده سببش برگردانيدن سلطان بود از دين آبا و اجداد خود نه از براى جيفهء گنديدهء چند روزهء دنيا . مجملا بعد از وفات آن جناب فرزند سعادتمندش آقا مير ابو الحسن عمارت عالى در روى مرقد متعاليش بنا نمود . در فترت روميه مخالفان دين مبين خرابش كردند . چون

--> ( 1 ) . روضات الجنان ، ص 213 ؛ روضة الاطهار ، ص 87 .